
ورود به دوران جدید
ایتالیا پس از حذف در جامجهانی باید دوران جدیدی را شروع کند و این یعنی طرفداران
آتزوری باید با قهرمانان پیر خود وداع تلخی داشته باشند.
اکنون غبار حذف ایتالیا در جامجهانی فروکش کرده و زمان نگاه کردن به آینده است.
چزاره پراندلی کارهای زیادی برای ساخت مجدد اعتماد به نفس دارد و بازیکنان جوان
نیازمند این هستند که به آنها فرصت داده شود. اکنون زمان این است که نسل جدید جلو
بیاید و آتزوری را به جایگاهش به عنوان یک قدرت اصلی فوتبال بازگرداند.
اما در زمانی که باید به جلو نگاه کرد این منصفانه است که به بازیکنانی که اکنون
صحنه را ترک میکنند احترام گذاشت. رینو گتوزو درست میگفت که این تیم را
"شوالیههای خجالت" نامید. خداحافظی آنها یک کابوس بود اما آنها قبل از افتضاح
آفریقای جنوبی آرزوهای زیادی داشتند.
فابیو کاناوارو با خاطره تکلهای ناشیانه و ذهن ناآمادهاش به امارات متحده عربی
رفت. این آسان است که فراموش کنیم که او چقدر در آلمان مغرور بود. او لیاقتش را
دارد که به خاطر قدرت و سرعتش در گذشته به عنوان یکی از بزرگان دهه اخیر و حتی
بیشتر از آن شناخته شود. در مورد گتوزو هم همین گونه است. او در این تابستان میرود
اما ایتالیا برای غرولندها و جنگندگی او در میانه زمین دلتنگ خواهد شد. جرئت و
اراده او بیش از یک بار کشورش را از مخمصهها رهانید.
کانا و رینو دیگر به تعداد بازیهای ملی خود اضافه نخواهد کرد و تصور این سخت است
که جیانلوکا زامبروتا نیز بازیهای بیشتری را ببیند. او هنوز به طور رسمی پایان
کارش با آتزوری را اعلام نکرده اما به نظر میرسد پراندلی برای مدافعین کناریاش
گزینههای دیگری دارد. یک بار دیگر باید بگوییم که مرد میلانی همواره یک بازیکن
وفادار و با کلاس در سراسر دوران پرشکوه بازیگریاش بود.
اگر شما افول این سه نفر را در کنار دوران تاریک و روشن الکس
دلپیرو، فرانچسکو توتی و الساندرو نستا قرار دهید از احساس پایان یافتن یک دوره
طفره خواهید رفت. یک گروه طلایی از بازیکنان در یک زمان در حال محو شدن هستند. شاید
آندرهآ
پیرلو هنوز چیزی برای ارائه کردن دارد اما روزهای پسران 2006
به شماره افتاده است.
این برای گروه جدید بازیکنان کار مشکلی است که جای آنها را پر کنند. با غرق شدن
فدریکو مارکتی در آفریقای جنوبی، ممکن است سالواتوره سیریگو خداحافظی بوفون را جلو
بیاندازد. مدافعینی چون لئوناردو بونوچی، لورنزو دیسیلوستری، سالواتوره بوکتی و
مارکو موتا باید پیشرفت زیادی کنند تا زامبروتا یا کاناواروی بعدی شوند و افرادی
مانند ریکاردو مونتولیوو یا آلبرتو آکوئیلانی نیاز دارند تا شایستگی خود را در
میانه زمین اثبات کنند.
در جلو نیز آلبرتو جیلاردینو امیدوار است که مربی قدیمی باشگاهیاش نسبت به لیپی به
او اعتقاد بیشتری نشان دهد اما اگر خوب کار نکند جیامپائولو پاتزینی، الساندرو
ماتری و ماریو بالوتلی، او و یاکوئینتا را به تاریخ تبدیل میکنند. اینها قوانین
خشن فوتبال است.
ایتالیا هرگز نباید کاری که این گروه بزرگ کردند را فراموش کند. عنوانی که چهار سال
پیش آنها به دست آوردند باعث شد تمام جهان به ایتالیا احترام بگذارد اما روزهای
آنها تمام شده و وقت حرکت است. اکنون همه چیز به بچههای جدید بستگی دارد و آنها
باید انتظارات ما را که از حس میهنپرستی سرچشمه میگیرد در فصلهایی که میآیند
برآورده کنند.
جیانکارلو رینالدی
نوشته شده توسط