HTML clipboard

چزاره
پراندلی به طور جدی برای احراز پست مربیگیری تیم ملی ایتالیا آماده است
همین طور که مارچلو
لیپی، فابیو کاناوارو و جنارو گتوزو از تیم ملی جدا میشوند، از قرار معلوم لیستی
سنگین از وظایف بر عهده چزاره پراندلی قرار دارد که کمی هم نگران کننده است. تیمی
که بایستی هر چه سریعتر به عنوان قهرمان سابق جهان شناخته بشود، در قعر جدول مرحله
گروهی جامجهانی و به شکلی تأسف برانگیز از رقابتها کنار رفت.
واکنشهای ناخودآگاه
علامت نبود خلاقیت است، نشان عدم موجودیت بازیکنان کلاس جهانی واقعی برای لیپی و
نبود بازیکنان جوانی که محصول آکادمیهای فوتبال ایتالیا باشند. مواردی کلیدی که
بایستی روی آنها دقت شود. هر چند که با وجود مسائل بلند مدتی که وجود دارند،
دردسرهایی وجود دارند که در ابتدا پراندلی بایستی به آنها رسیدگی کند.
او بایستی یک انضباط
را حکم فرما کند. مخاطرهای که ایتالیا در جامجهانی با آن روبهرو شد نیز موجی از
عذر آوردنها و اتهام زدنهایی که سراسر تیم را در بر گرفته بود. کاناوارو به شکلی
عجیب و غریب اعتراض میکرد که "گل زدن مشکل او نیست" و گلهای دریافت شده نیز "تقصیر
او نیست" ، و به همین شکل نیز کلودیو مارکیزیو و سیمونه پپه که در مقابل عموم روش
تاکتیکی را مورد پرسش قرار میدادند و مدعی میشدند که این روشها به روحیه تیمی که
لیپی قصد داشته ایجاد کند، کاستی وارد نکرده است. اولین چالشی که پراندلی با آن
روبهرو است، بازگرداندن بازیکنان به مکان صحیحشان، و البته با هدفی که همگی به
آنها باور دارند، خواهد بود؛ البته شاید اطمینان حاصل کردن از این که نظرات شخصی
نیز کمی محرمانه نگاه داشته میشوند، یک تصمیم منطقی برای پراندلی باشد.
ایتالیا مجبور خواهد
بود تا روی حرکات شروع مجدد نیز حساب جدیدی باز کند. در برابر نیوزلند آنها حتی یک
شانس هم از روی 15 کرنر خود خلق نکردند، و این در حالی است که گلهایی که در مقابل
پاراگوئه و سوئیس و اسلواکی دریافت شد، همگی یا از روی شروع مجددها بودند و یا
اینکه فورا از آنها ناشی شدند.
ایتالیاییها بسیار
نگران کننده در دفاع و حمله ظاهر شدند، آن هم در ورزشی که نسبت قابل توجهی از
موقعیتها در آن ایجاد میشود، به خصوص در بازیهای تنگاتنگ که شانسها کم هستند و به
ندرت ایجاد میشوند.
نداشتن بازیکنانی که
قادر به اجرا و نتیجه گیری از یک بازی تهاجمی از جناحین باشد یک موضوع خاص است و
داشتن موقعیت شناسی و یا یک سیستمی که بتواند بر جنبه مهمی از بازی مسلط شود خود
موضوع دیگری است، همان چیزی که پراندلی موظف است که به این تیم برگرداند.
مسئولیت دیگری که بر
عهده پراندلی قرار دارد پیدا کردن نقشی برای ریکاردو مونتولیوو است. او که پیش از
این محصول جوان آتالانتا را زیر نظر خود به یک تک ستاره خط هافبک فلورانس مبدل کرده
بود، اکنون با این خواسته عمومی روبهرو است که در سطح تیم ملی نیز باعث ظهور
تواناییهای این بازیکن شود.
غیبت آندره آ پیرلو
یک شانس عالی را در اختیار مونتولیوو قرار داد، گرچه با وجود چند لحظه امیدوار
کننده و مشخص بودن رغبت بازیکن برای مبدل شدن به یک عضو درگیرتر در خط میانی تیم
ملی، تمایل او به تک روی این شانس را از او سلب کرد. به هر حال او هنوز به عنوان
یکی از جوانترین و مطمئنترین هافبکهای تیم باقی میماند، و به همین دلیل پیدا کردن
نقشی واقعی برای او بسیار حیاتی است، کاری که فرای تواناییهای مربیای چون پراندلی
نیست.
در پایان، پراندلی
وظیفه دارد تا جنگجویان را جایگزین کند. بدون توجه به اینکه برای کاپیتانی چه
تصمیمی گرفته خواهد شد، از دست دادن همزمان کاناوارو و گتوزو تیم را از دو تن از
قویترین شخصیتهای حاضر در زمین خود محروم خواهد کرد. جایگزین این بازیکنان ضعیف شده
یک مسئله است، اما یافتن شخصیتهایی که حفظ کننده استحکام تیم به خصوص در جریان
بازیهای سرنوشت ساز باشند، سخت ترین موضوع پیش روی پراندلی به نظر میرسد.
راب پتون
نوشته شده توسط