
در مورد ایتالیا چه میتوانم انجام دهم؟
سرمربی ایتالیا چزاره پراندلی مشخص میکند که چگونه میخواهد آتزوری را با آنتونیو کاسانو دگرگون کند. او در مصاحبه با روزنامه La Repubblica صحبتهای جالبی را بیان کرد.
"من در مورد ایتالیا چه میتوانم انجام دهم؟ جوابی ندارم. سعی میکنم بفهمم چگونه یک تیم قهرمان جهان ناسزا میشنود و هو میشود."
"اگر جو عوض نشود، ما باید عوض شویم. ممکن است نیازمند این باشیم که به سادگی برگردیم مثل یک صنعتگر، کسی که با دستانش کار میکند و میداند که نمیتواند یک تختخواب را در یک روز بسازد."
"ما داریم در پارادوکس فوتبال غرق میشویم. رانندههایی وجود دارند که در دو ماه مدیر یا مدیربرنامه میشوند. بازیکنان خوبی وجود دارند که بعد از اینکه یک برگردان میزنند مثل یک بازیکن کلاس جهانی خوشحالی میکنند و شما نمیتوانید آنها را متقاعد کنید که این فقط اتفاقی بوده است."
"والدینی وجود دارند که نقش خود را به عنوان یک معلم رها کردهاند، روسایی که قول میدهند که تا روی جوانان تمرکز کنند و فقط پس از یکی دو شکست آنها را بیرون میاندازند زیرا چیزی که آنها واقعا میخواهند نتیجه است."
"این ملت میانبر است. من به بازیکنانم این را گفتم: نه همه چیز به بدهکار شما نیست. به من ثابت کنید که شما بخشنده و کنجکاو هستید. رضایت از یادگیری از طرف کسی که میتواند شما را غنی کند."
پراندلی سرمربی جدید ایتالیا است اما ایدههای جالبی در مورد تاکتیکهای اصولی فوتبال ایتالیا دارد.
"فوتبال ساده است و زمانی که به بازی توسعه یافته میرسد، چیزی مثل سیستم وجود ندارد. آنها واقعا فقط برای مرتب کردن موقعیتهای بازی هستند."
"بعد از بازی توتال هلند، انزو بیرزوت در سال 1982 شورشی بود، زمانی که او با دو مهاجم و دو مهاجم کمکی و دو بازیکن کناری بازی میکرد."
"آریگو ساچی سازمان یافتگی را در صف جلو آورد، بطوریکه تیم را سی متر در زمین جلوتر آورد و رقبا را با سنجاق کردن در نیمه زمین خودشان غافلگیر کرد."
"زدنک زمن به مربیان ایتالیایی یاد داد که چگونه حمله کنند و آقای شگفتآوری که باید مطالعه شود، باقی ماند. خوزه مورینیو استعداد این را داشت که به بازیکنان دستور بدهد، ساموئل اتوئو را به کار وا داشت مثل یک مدافع یا استانکوویچ را روی نیمکت قرار داد. هنوز همه او را دوست دارند و از او میترسند مثل اینکه او ناپلئون بود."
"امروزه همه تیمها سازمان یافته هستند و ارزش کمی برای اختراع کردن وجود دارد. تفاوت به تاکتیکها نیست اما سرعت در اجرا کردن، مالکیت توپ و کیفیت تکنیکی بازیکنان است."
"حالا فقط دو دسته مربی وجود دارد:کسانی که بازیکنان جوان میسازند مثل آرسن ونگر و پپ گوآردیولا و کسانی که میتوانند قهرمانان کلاس جهانی را هدایت کنند. مربیان بدون بازیکنان بااستعداد نمیتوانند حساب زیادی کنند فقط به اسپانیا، کسی که جام ملتهای اروپا و جامجهانی را با مربیان مختلف برد نگاه کنید."
پراندلی سریعا سرش به چهرههای جدید مثل کاسانو و بالوتلی گرم میشود.
"من هرگز دعوایی با کاسانو نداشتم و مردم نیازمند این هستند که این برچسب قدیمی را از او جدا کنند. مثل بالوتلی. اجازه دهید که او از شوخیهایش لذت ببرد. زمان مشخص میکند که او چه کاری میتواند انجام دهد و ما نباید سعی کنیم که طبیعت او را تغییر بدهیم."
یک ناسازگاری با جیامپائولو پاتزینی وجود داشت، کسی که فیورنتینا را ترک کرد و در سمپدوریا درخشید.
"من کاملا به کاری که کردم یقین دارم و کار درستی با پاتزینی کردم. او در فلورانس خیلی لوس بود و هرگز رشد نمیکرد. امروزه بازیکنان در جهان خودشان آزادند."
"شما میبینید که آنها پس از شکست پوزخند میزنند بطوریکه آنها اهمیت نمیدهند اما حقیقت این است که این نشانهای از بدبختی است. این روشی است که من آتزوری جوانی که در جامجهانی با موبایلش در آستانه دیدار با اسلواکی عکس میگرفت را تفسیر میکنم. آن گریهای برای کمک بود."
"اینها حرفهایهایی هستند که پول باورنکردنی میگیرند و باید مسئولیتش را قبول کنند. من آمادهام تا به مشکلاتشان گوش کنم مثل والدین با بچههای بالغ اما لحظهای وجود دارد که آنها باید روی دو پای خود بیاستند."
"آنها نمیتوانند به عقب برگردند و برای یک راه خروج به من نگاه کنند. اگر آنها این کار را انجام دهند آمادهام که به آنها نه بگویم، این کافی است. همه ما باید این کار را بیشتر انجام دهیم."
نوشته شده توسط