بازی بعدی

Seri A  معوق از هفته 21

چهارشنبه 19 بهمن ساعت  22:30

 

 
AS ROMA Catania

      Facebook

      بازی قبلی

Seri A - هفته بیست و دوم

 

 
Inter 0    4 AS ROMA

 

      جدول  مسابقات

ردیف

 

تیم

 

بازی

 

امتیاز

 

1 یوونتوس 21 45
2 میلان 22 44
3 اودنیزه 22 41
4 لاتزیو 22 39
5 اینتر 22 36
6 آ اس رم 21 34
7 ناپولی 22 30
8 پالرمو 22 28
9 جنوا 21 30
10 فیورنتینا 21 28
11 پارما 21 27
12 کالیاری 22 27
13 کیوو 22 27
14 کاتانیا 19 23
15 آتالانتا 21 23
16 بولونیا 21 22
17 سیه نا 21 20
18 لچه 22 17
19 چزنا 21 16
20 نووارا 22 13

 

      گلزنان

 

      لینک به ما




برای دانلود کد لوگو کلیک کنید
 

 

 

      آمار سایت

 امروز :
 بازدید های امروز :
 بازدید های دیروز :
 
بیشترین بازدید : 16725
 کل مطالب :
 کل نظرها :
 کل بازدیدها :
 ?ایجاد صفحه : - ثانیه



 



 » فقط یک کاپیتان وجود دارد... [مقالات , ]



به بهانه ی ثبت رکوردی تاریخی توسط ایل کاپیتانو
او نمی ایستد وهمچنان با انگیزه منحصر به فرد خود درحال پشت سر گذاشتن رکوردهای جدید است،
حملاتش به رکوردهای پیشینیان پایان ناپذیر و پیاپی است.
زدن رکورد باجو او را راضی نکرده است و بدون لحظه ای درنگ به ساخته های شگفت انگیز نفر بعدی یورش می برد.
ایل کاپیتانو در بازی با چسنا با رساندن تعداد گلهایش به عدد 211 قلمروی نوردهال راتصرف کرد و برترین گلزن تاریخ سری آ از لحاظ بیشترین تعداد گل با یک پیراهن شد.
سالهای زیادی بود فوروراد سوئدی میلان بر صدر این عنوان تکیه زده بود و میلانی ها تصور میکردند این عنوان تا سالهای متمادی دیگر در چنگ خودشان خواهد بود اما توتی افتخاری دیگر برای جالوروسی رقم زد و نام رم را بر صدر نشاند تا باز هم غرور و افتخاری دیگر از سوی توتی برای رم و هوادارانش سکه بخورد.
اما این پایان کار نخواهد بود چراکه توتی آماده حمله بردن بسوی عناوین بالاتر نیز است.
او اکنون در رتبه ی پنجم بهترین گلزنان تاریخ سری آ قرار گرفته است و تا رسیدن به رتبه ی سوم فاصله ی بسیار اندکی دارد.
در واقع با زدن 5 گل دیگر ایل کاپیتانو قلمروی جوزه آلتافینی و جوزپه مه آتزا را نیز فتح خواهد کرد
آلتافینی که دارای ملیتی برزیلی ایتالیایی ست و در تیم های ملی هردوکشور بازی رسمی ملی دارد در سه تیم میلان(120گل)،ناپولی(71گل) و یوونتوس(25گل) توپ زده و اکنون او بیش از هرکسی صدای نفس های توتی را پشت سر خود احساس میکند.جوزپه مه آتزا نیز وضعیتی مشابه با آلتافینی دارد،اسطوره ی محبوب نراتزوری که در سن 17 سالگی کار خود را از اینتر شروع کرد تا 30 سالگی در این تیم میلانی توپ زد و آمار 195 گل در سری آ را به نام خود ثبت کرد هرچند هواداران نرآتزوری تصور میکردند مه آتزا پس از 13 سال حضور در اینتر سالهای پایانی فوتبال خود را نیز در این تیم سپری کند اما مه آتزا در آستانه ی 30 سالگی راه خود را از سیاه و مشکی ها جدا کرد آن هم چه جداکردنی!او پس از حضوری 13 ساله در اینتر و کسب افتخارات شخصی و تیمی فراراوان با این تیم به دیگر تیم شهر میلان و رقیب و دشمن دیرینه یعنی آث میلان پیوست.دو فصل حضور در این تیم هرگز تکرار کننده ی دوران درخشان وی در اینتر نبود و او تنها توانست 9 گل دیگر به گلهایش در سری آ بیفزاید.او سپس به یونتوس رفت و 10 گل ماحصل 1 فصل حضور او در تورین بود.وی بعد از حضور در وارس و آتالانتا که در هیچکدام گل زده ی در سری آ نداشت به اینتر برگشت.بازگشت دوباره مه آتزا به اینتر پس از 6 سال تنها با دو گل دیگر همراه بود تا وی نیز به مانند آلتافینی با 216 گل زده در سه تیم مختلف در سری آ ،به فوتبال خویش پایان دهد.
رسیدن به رتبه ی سوم در همین فصل بسیار محتمل بنظر میرسد و شکی در آن نیست اما پرش توتی تا جایگاه نوردهال چیزی است که توتی و تیفوسی های رم بدان چشم دوخته اند.
چراکه نوردهال براستی شگفت انگیزترین گلزن تاریخ سری آ می باشد،آمار وی گویای آنست که وی یک گلزن بالفطره بوده و طی 257 بازی برای میلان 210 گل زد و سپس به رم پیوست و با زدن 15 گل دیگر در رم به عدد 225گل رسید و رتبه ی دوم را تصاحب کرد.اما نکته ای که این فورارود سوئدی را از دیگران متمایز میکند اینست که وی این تعداد گل را در بازی های بسیار محدودتری نسبت به گلزنان دیگر سری آ به ثمر رسانده است.وی این تعداد گل را در 291 بازی به ثمر رسانده درحالی که آمار بازیهای رقبای وی نوعاَ از سیصدو پنجاه و گاهاَ از پانصد بازی هم تجاوز میکند!تعداد 43 گل ملی در 33 بازی شگفتی آمار وی را تکمیل میکند.
حال اعجاب برانگیزتر آنست که توتی برای یورشی دیگر به آمار این بازیکن فقید سوئدی فقط به 14 گل دیگر نیاز دارد.
14 گل تا کسب رتبه ی دومین گلزن برتر سری آ...
توتی در حال فتح قله ای است که کمتر کسی در زمان کنونی قادر به بالا رفتن از آن می باشد.
باید توجه داشت 4 بازیکنی که توتی در شُرُف رسیدن به رکورد آنها می باشد در سالهای بسیار دور این رکورد را خلق کرده اند.نگاهی به آغاز و پایان دوران بازیگری آنها نشانگر اینست که سیلویو پیولا،جوزپه مه آتزا و گانر نوردهال همگی در سال های قبل از 1960 میلادی در سری آ توپ میزدند و اکنون هیچکدام در قید حیات نیستند.
در این بین تنها آلتافینی هست که قدری به زمان کنونی نزدیکترمی باشد، وی در سال 1956 فوتبال راآغازو در سال 1976 آنرا بدرود گفته است.
بنابراین رکوردهای این بازیکنان بین بازه ی زمانی 30 تا 80 سال گذشته خلق شده است،یعنی در زمانی که فوتبال به پیشرفتهای کنونی دست نیافته بود و به شکل ابتدایی و سنتی خود در جریان بود و خبری از علم و دانش و ساختارهای دفاعی پیچیده و سیستم های استراتژیک فوتبال نبوده است.
البته این به معنای کم ارزش قلمداد کردن رکوردهای بازیکنان نامبرده نیست اما بدون شک خلق رکوردهای اینچنینی در آن سالها بسیار ساده تر از زمان کنونی بوده است؛
بطوری که رکوردهایی در آن زمان پدید می آمده است هموراه دست نیافتنی تلقی می شده است و رسیدن به آنها صرفا در حد یک آرزوی دست نیافتنی ویک ایده محال باقی مانده است.
صحبت کردن از رکوردی که توتی در حال زدن آن است ساده است اما وی در زمانی دارد اینگونه به رکوردهای 30 تا 80 سال گذشته حمله میکند که قبل از وی هیچکس قادر به انجام آن نبوده است، و تنها نزدیک شدنِ به این رکوردها،برای بازیکنان دهه های قبل افتخاری کفایت کننده بوده است ،چراکه حتی فکر کردن به پشت سر گذاشتن این 4نفر غیر ممکن بوده است،گویی 205 گلی که روبرتو باجو در سری آ به ثمر رسانده ماکزیمم تلاش و توان گذشتگان برای دست درازی و نزدیک شدن به این رکوردها بوده است.
اما اینک این توتی،کاپیتان وفادار جالوروسی است که هر لحظه دارد به این رکوردها نزدیک و نزدیک تر می شود،او توتی است و برایش تنها نزدیک شدن به این رکوردها کافی نیست،او قصد گذشتن از آنها را دارد،قصد جا گذاشتن رکوردهایی را دارد که قبل از آن دست یافتن به آنها فقط یک رویا بود.حال این رویا به دست کاپیتان رویایی جالوروسی در حال تبدیل شدن به واقعیت است.او در هزاره دوم میلادی،چنان رکوردهای نیم قرن پیش را به سخره گرفته و آنقدر راحت آن هارا پشت سر میگذارد که یادمان می رود چه کار بزرگی،چه رکورد مهمی و چه تحول تاریخی عظیمی در حال رقم خوردن است.
کاپیتان رم در حال جابجا کردن رکوردهایی است که بیش از نیم قرن دست نخورده باقی مانده بود و در گنجه ی رکودهای سری آ خاک خورده بود،حال توتی دارد گرد و غبار کهنه ی آن را می زادید و فصلی جدید از رکوردهای سری آ را به وجود می اورد؛او دارد عصری متفاوت را به نام خودش و برای رم پدید می اورد که برانگیزنده ی احترام و ستایش است...
عامل فزاینده ای که رکورد توتی را ستودنی تر می کند آن است که وی همه ی این تعداد گل را بعنوان مهاجم به ثمر نرسانده است،به جرات می توان گفت او نیمی بیشتر از دوران 20 ساله ی بازیگری خود را در پستی غیر از مهاجم هدف بازی کرده است
توتی،سیلویو پیولای قرن حاضر است،او گانر نوردهال پیشرفته ی جالوروسی است،او مه آتزای سال 2012 است،او آلتافینی جدید است...
اما نه.... داستان پر افتخار و غرور آمیز توتی صرفا زدن رکوردهای محال گونه ی پیشینیان نیست او در عین افتخار آفرینی درس وفاداری را به حد کمال می دهد،رسیدن به قله های افتخار آن هم در عین وفاداری،تاریخ متمایز و منحصر به فردی است که توتی ساخته است...،که "فقط" توتی آن را ساخته است...
وجه تمایز توتی با مه آتزایی که حضور 13 ساله اش در نراتزوری مانع رفتنش به روسونری نشد و یا نوردهالی که 210 گل عاملی برای تداوم حضورش در میلان نبود و ایضاَََ پیولا و آلتافینی که تیمهای متفاوتی را تجربه کردهاند همین است،او در عین رکورد زنی های خود اهتمام بی حد حصری به ارزش هایی مانند وفاداری،تعصب و عشق به رنگ پیراهن داشته است،در فوتبالی که بازیکنان برای رسیدن به افتخار ارزش هایی مانند وفاداری را قربانی میکنند و نه برعکس،توتی متفاوت ترین راه ممکن را برگزیده،او افتخار ،غرور،وفاداری را همه را با هم و همراه هم و به حد کمال دارد.
سخن گفتن ازین حیث درمورد فرانچسکو توتی تکرار مکررات بنظر میرسد، آنچه اکنون اهمیت دارد تحول ایجاد شده در رکوردهای دست نایافتنی سری آ توسط کاپیتان جالوروسی است،رکوردی که تضمین کننده ی جاوادانه شدن توتی در سری آ خواهد بود،هرچند که او همواره در قلب هواداران جالوروسی جاودانه ست اما بسیار زمان باید سپری شود تا بازیکنی بتواند به رکورد جاوادن کاپیتان رم دست یابد...
تنها،شعار تیفوسی های المپیکو در ذهن تداعی می شود:"فقط یک کاپیتان وجود دارد"
گویی تمام تاریخی که توتی ساخته است در همین یک جمله ی کوتاه نهفته است...


نویسنده : ابوالفضل صالحی


نوشته شده توسط
علی در شنبه 8 بهمن 1390 و ساعت 08:58 بعد از ظهر
 

[ | نظرات ()


 » دلیل عجله ی رم برای تمدید قرارداد انریکه (؟) [مقالات , ]



این روز ها صحبت های متعددی از تمدید قرارداد انریکه به گوش می رسد . اتفاقی که کمی عجیب به نظر می رسد و خود انریکه هم در آخرین کنفرانس مطبوعاتیش اعلام کرده که با وجود باقی ماندن 18 ماه از مدت قراردادش با رم این صحبت ها عجولانه به نظر می رسند . انریکه همچنین گفته که کارهای زیادی باید انجام دهد تا شایستگی تمدید قراردادش را داشته باشد . با این حال در روز های گذشته فرانکو بالدینی این اخبار را تایید کرده و همانگونه در چند پست قبل مطلع شدید ، بالدینی اعلام کرده که پس از شکست 3 بر صفر برابر فلورانسی ها این پیشنهاد را به انریکه داده است تا بیش از پیش حمایت باشگاه را از او نشان دهد .
با همه ی این اوصاف تمدید قرارداد انریکه کمی عجیب به نظر می رسد و اکثر مربیان بزرگ نهایتا یک سال مانده به پایان قراردادشان ، قرارداد جدیدی را به امضا می رسانند ، نمونه ی اتفاقی که در دو سه هفته ی گذشته برای ماسمیلیانو آلگری سرمربی موفق میلانی ها افتاد .
اما خانم فرانچسکا فرازا روزنامه نگار نشریه ی ری پابلیکا و همچنین گوینده ی رادیو تله استریو دلیل مشخصی برای این صحبت ها دارد و می گوید :
" من فکر می کنم در صورت جدایی گواردیولا از بارسلونا ، لوئیز انریکه گزینه ی اول کاتالان ها برای سرمربیگری آبی و اناری ها است . من از این موضوع کاملا مطمئن هستم زیرا او در دنیای مربیگری در تیم بی بارسلونا متولد شد و سایه های زیادی از گواردیولا دارد . آنها به یک زبان صحبت می کنند و نقاط مشترک زیادی در آموزش فوتبال دارند و همچنین فلسفه ی مشترکی از فوتبال را به اشتراک می گذارند . در این زمان او وارث شایسته ی گواردیولاست و قطعا ارزشی بیش از مربیانی نظیر بواس ویاس دارد که چیز هایی را در چلسی از دست داده است . "
با این صحبت ها شاید اکنون دید بازتری نسبت به آنچه این روز ها درباره ی تمدید زود هنگام قرارداد  انریکه می شنویم داشته باشیم . با توجه به این نکته که خود گواردیولا اعلام کرده بود که ممکن است در پایان دوره ی قراردادش در ژوئن 2012 به ماجراجویی در تیم دیگری بپردازد و از همین اکنون نیز تیم هایی نظیر چلسی برای شکار او دندان تیز کرده اند ، کاملا محتمل است که سران تیم بزرگ کاتالان به دنبال جایگزینی شایسته برای مربی موفق تیمشان باشند . با نکته های ذکر شده در صحبت های فرازا درباره ی شباهت های فلسفه ی فوتبال انریکه با گواردیولا و همچنین رشد کردن انریکه در مکتب فوتبال بارسلونا و البته پیشرفت کاملا محسوس او در فوتبال متفاوت سری آ با خصوصیاتی دفاعی تر کاملا منطقی است که او گزینه ی اول بارسلونائی ها برای ادامه ی دوران درخشان تیمشان باشد . حال باید دید که تصمیم سران گروه برای تمدید قرارداد او تا چه حد جدیست چرا که با این اوصاف تمدید قرارداد او کاری کاملا حرفه ای و زیرکانه است . هرچند که طبق صحبت های خود انریکه ممکن است با 4 شکست پیاپی همه او را یک احمق بنامند و از سران باشگاه خورده بگیرند که چرا قرارداد او باید انقدر زود تمدید می شد .


نوشته شده توسط
علی در شنبه 1 بهمن 1390 و ساعت 11:50 قبل از ظهر
 

[ | نظرات ()


 » عصر مهاجمین رم،از باتی گل تا اسوالدو [مقالات , ]

شم گلزنی بالا،توانایی قرار گرفتن در موقعیت گل ،تکنیک و قدرت حمل توپ مناسب،مهارت لازم در بازی هوایی شامل بازی سازی با ضربات سر و گلزنی با آن و قدرت و دقت در شوت زنی از مهمترین ویژگی هایی است که فارغ از استعدادهای ذاتی اگر جملگی در یک فوروارد یافت شود می توان آن فوروارد را فوروارد شش دانگ و کاملی نام نهاد.

هرچند باید ،اصل استمرار و تداوم در ارائه ی کیفیت مطلوب رابه موراد فوق نیز اضافه کرد،به بیان دیگر یک فوروارد باید بگونه ای برای تیم خود مثمر ثمر باشد تا نتوان درخشش وی را جرقه ا ی کوتاه مدت دانست.

با اشراف بر این مقدمات می توان ادعا کرد در جالوروسی آخرین سنتر فورواردی که تمام این خصوصیات را با هم داشته است گابریل باتیستوتا بوده است چراکه بعد از باتیستوتا هرگز مهاجمی به تکامل یافتگی وی در رم ظهور نکرده است و به رغم اینکه باتی گل تنها در یک فصل توانست کیفیت بالای خود را در رم به نمایش بگذارد اما هواداران با علم برتوانایی های او همچنان وی را بهترین فواررد دهه ی اخیر رم می دانند.

با نگاهی به کیفیت مهاجمینی که بعد از باتیستوتا به جالوروسی آمده اند این عقیده ی هواداران رم کاملا درست به نظر می رسد...

باتی گل با بیست گلی که در فصل 01-2000 به ثمر رساند کمک شایانی به کسب آخرین اسکودتوی رم در آن سال کرد اما متاسفانه این فصل آخرین فصل رویایی او در سری آ بود.

اما افت درروند گلزنی باتیسوتا در فصول آتی چندان پر رنگ به نظر نرسید چراکه رم در آن زمان سنتر فوارد آماده ی دیگری به نام مونتلا را در تیم خود می دید چنانچه مارکو دلویکیو هم همیشه آماده ی زهر زدن به حریفان بود اما این دو نفر مهاجمینی بوده اند که قبل از باتی گل به رم آمده اند و ذکر نکردن نام ایشان بعنوان فورواردهای بعد از باتیستوتا نیز بهمین علت است.

بنابراین کاسانو اولین عنصر تهاجمی مطرحی است که بعد از باتی گل در رم ظهور کرده است.

اما وی را نیز به مانند توتی نمی توان یک فوروارد سنتر تخصصی دانست کما اینکه هر دو نیز در آن سالها پست تخصصی شان آن نبود،اما از شم بالای گلزنی توتی و کاسانو و هماهنگی منحصر به فرد و تکرار نشدنی ای که این دو باهم داشتند تا آنجا که بار گلزنی خط حمله ی تیم در دو فصل بر دوش این دو بود نمی توان به سادگی گذشت ولی بهرحال آنها را نمی توان در لیست مهاجمان بعد از باتیستوتا قرار داد.

فصل 04-2003 اولین فصلی بود که رم نداشتن باتیستوتا را نوک پیکان خط حمله ی خود احساس می کرد،برای جبران همین فقدان جان کارو مهاجم تنومند نروژی بصورت قرضی از والنسیا به رم منتقل شد.

بنابراین کارو را می توان اولین سنتر فوارد خریداری شده بعد از باتی گل دانست،اما وی هرگز نتوانست جایگزین مناسبی برای باتیستوتا باشد و در 26 مسابقه ای که برای رم به میدان رفت تنها 7 گل به ثمر رساند تا جالوروسی رغبتی برای دایمی کردن قرار داد او از خود نشان ندهد ودر نهایت او پایتخت ایتالیا را به مقصد بشیکتاش ترکیه ترک کرد.

در این فصل توتی و کاسانو بهمراه مانسینی اجازه ندادند مشکلی در خط آتش جالوروسی احساس شود و گلهای فراوانی به ثمر رساندند.

در فصل 05-2004 میدوی مصری مهاجمی بود که به جالوروسی آمد.آمار خوب گلزنی او در آژاکس و حضور نسبتا موفق وی در المیپک مارسی سبب شده بود این مهاجم جوان مصری را یکی از پدید ه های جدید سری آ بدانند اما نام کوچک وی هرگز در حد و اندازه های خط حمله ی نام دار جالوروسی نبود و او در 8 بازی ای که برای رم انجام داد هیچ گلی نتوانست برای جالوروسی به ثمر براند تا سبب شود رم وی را بصورت قرضی به تیم تاتنهام واگذار کند.

در این فصل آلیسیو سرچی و دانیله کورویا نیز که از آکادمی رم می آمدند اندک فرصتی برای خودنمایی یافتند اما این دو نیز جوان تر از آن بودند که بتوانند خط آتش رم را پشتیبانی کنند هرچند که تغییرات پیاپی مربیان تیم در این فصل نیز باعث شد تا فرصت چندانی برای درخشش آنها بوجود نیاید،این دو هم اکنون از بازیکنان تاثیرگذار تیمهای فعلی خود یعنی فیورنتینا و لچه هستند.

وینچنزو مونتلا با زدن 21 گل بهترین گلزن رم در این فصل سیاه بود.

فصل 06-2005،شابانی نوندا دیگر مهاجمی بود که برای قرار گرفتن در خط حمله ی رم به پایتخت آمد.

او که قبل از پیوستن به رم سابقه ی آقای گلی در لیگ سویس و فرانـسـه را داشت و با موناکو فینال لیگ قهرمانان را در مقابل پورتوی مورینهو تجربه کرده بود با هزاران امید و آرزو به سری آ و تیم رم آمد.

اما او نیز سرنوشتی بهتر از میدو و کارو نداشت و بعد از یک فصل بازی در رم و زدن 4 گل در 14 بازی به تیم بلکبرن قرض داده شد.

این مهاجم اهل کنگو به نوعی قربانی سبک و شیوه ی خاص اسپالتی شد چراکه این فصل اولین فصل حضور اسپالتی در رأس کادر فنی جالوروسی بود.

اسپالتی که سیستمش به نداشتن فورارد هدف مشخص، معروف بود از توتی در پست جدیدی استفاده کرد و با قرار دادن کاپیتان تیمش در جلو ترین قسمت زمین،فصل تازه ای از توانایی های توتی را در این پست جدید گشود.

در فصل 07-2006 توتی با زدن 32 گل در مجموع رقابتها و زدن 26 گل در سری آ بهترین گلزن لیگ های اروپایی شناخته شد و کفش طلای اروپا را ربود،همچنان که باعث شد بعد از 21 سال بار دیگر بازیکنی از رم آقای گل سری آ شود(آخرین بار روبرتو پروتزو در فصل 86-1985 توانسته بود با لباس رم آقای گل سری آ بشود،گفتنی است پروتزو بعد از توتی دومین گلزن برتر تاریخ جالوروسی نیز می باشد)

درخشش مثال زدنی توتی در پست مهاجم هدف برای بازیکنی که تا قبل از آن بعنوان یک هافبک تهاجمی در جهان فوتبال شناخته می شد سبب شد از طرفی آمار گلزنی او در زمان اسپالتی سیر صعودی بگیرد و از طرف دیگر،باعث شد تا جالوروسی فقدان یک مهاجم کلاسیک را در تیم خود حس نکند چراکه به واقع با حضور توتی در این پست جالوروسی مشکل گل زنی نداشت.

همین امر به خودی خود مسولین رم را از خرید یک مهاجم تاپ و بزرگ منصرف می ساخت.

هرچند در این سالها رم استفانو اوکاکا چوکا و فرانچسکو تاوانو را در خط حمله ی خود آزمایش کرد اما آنها نیز عملکرد قابل ذکری نداشتند.

در این سالها که رم در خط حمله، خود را بسیار وابسته به توتی می دید و مونتلا نیز فروغ سالهای گذشته خود را نداشت و ایـضا بازیکنان خریداری شده کیفیت خوبی از خود نشان نمی دادند جوان مونتگرویی تیم لچه به جالوروسی پیوست.

میرکو ووچینیچ که در ابتدا بنظر می رسید او هم به سرنوشت نوندا و میدو در رم دچار شود بسرعت پله های ترقی را در رم طی کرد و با بازی های خوب خود و گلهای حساسی که به ثمر می رساند تا حد زیادی بار خط حمله ای را که توتی به تنهایی به دوش میکشید را بین خود و کاپیتان تقسیم کرد.

او در فصل دوم حضور خود در رم (08-2007) تا همین فصل گذشته همواره همگام با توتی و یا بعد از وی بهترین گلزن جالوروسی بود و نامش در فهرست بهترین گلزنان تاریخ باشگاه در کنار آگوستینو دی باتولومی و رودی فولر جاودانه می ماند.

اما باید گفت هرچند ووچینیچ از بهترین عنصرهای هجومی سالهای اخیر رم است اما به هیچ وجه مهاجم شش دانگ و کاملی نبود،به بیان بهتر او بیشتر بال و یا وینگ موفقی بود تا یک مهاجم کامل و گلزن.

بنابراین او را هم باید مانند آمانتینو مانسینی یک وینگ تخصصی و نه یک مهاجم کلاسیک به شمار بیاوریم.

در همین فصل رم دو مهاجم دیگر را نیز خریداری کرد،اولی مائورو اسپوزیتو پدیده ی تیم کالیاری و دیگری لودویک ژولی مهاجم بارسلونا.

اسپوزیتو که در کالیاری آماری خیر کننده از خود بجا گذاشته بود در رم فقط سکوهای المپیکو را اشغال می کرد و ژولی نامدار نیز که در بارسلون پدیده ای به نام مسی را نیمکت نشین خویش می دید در رم فصل متوسطی را پشت سر گذاشت و برخلاف گمانه زنی ها هرگز مکملی همچون کاسانو برای توتی نشد و تنها بعد از یک فصل رم را به مقصد پاریسن ژرمن ترک کرد.

هواداران رم همچنان در حسرت یک مهاجم شش دانگ در تیم خود بودند تا با او پازل تهاجمی خط حمله ی خویش را کاملتر و مرگبار تر کنند که در فصل 09-2008 بعد از زمزمه شدن نامهای بزرگ بسیار سرانجام باپتیستا و منز راهی رم شدند.

مشخصا منز در سالهای حضورش در رم یک وینگ تخصصی بود اما باپتیستا با اینکه هرگز خصوصیات یک مهاجم کلاسیک را دارا نبود به ضرورت در این پست گمارده میشد اما باپتی به زعم گلهای زیبایی که برای رم به ثمر رساند هرگز آن بازیکنی نبود که رم را در خط حمله ی خویش بی نیاز کند،موقعیت مسلم گلی که او در بازی با آرسنال به شکل ناشیانه ای از دست داد نشان داد که رم به یک فوروارد به مراتب کامل تر از او نیاز دارد...

در فصل 10-2009 همچنان این خلا حس میشد که لوکاتونی به رم آمد.جلوه هایی از شکل بازی لوکا نشان می داد که چه قدر رم در این سالها به مهاجمی مانند او نیازمند بوده است.

قدرت و مهارت در بازی هوایی و شم گلزنی بالای او خیلی زود در رم نمود پیدا کرد،هرچند لوکا در این فصل درخشان یکی از بازیکنان تاثیرگذار جالوروسی بود اما به واقع وی دیگر آن مهاجم باطراوت و سرحال فیورنتینا و بایرن مونیخ نبود و پا به سن گذاشتن وی نگران کننده بود بطوری که هم هواداران و هم کادر فنی رم متقاعد شدند تونی تنها یک مسکن موقتی برای درد خط حمله ی رم بود و نه یک داروی درمانگر.

برهمین اساس لوکا در فصل بعد دیگر جایی در رم نداشت و آدریانو و بوریلو بعنوان نام دارترین مهاجمان بعد از باتیستوتا راهی رم شدند.

به ظاهررم با وجود بوریلوی آماده و امیدواری به احیا شدن آدریانو بهمراه توتی،منز و ووچینیچ پازل خط حمله ی خود را از هر فصل دیگر کامل تر کرده بود اما در عمل آدریانو مهره ای سوخته ای بیش نبود و بوریلو نیز به زعم شروع رویایی اش در رم هرگز دارای آن اصل استمرار و تداوم در ارائه کیفیت مطلوب خود نبود.

او هرچقدر رم را در اوایل فصل یاری کرد در اواسط و اواخر آن نه تنها یاری گر رم نبود بلکه مشکل ساز نیز شد،چه به لحاظ مسایل حاشیه ای و چه به لحاظ عدم تطبیق پذیری با سیستم مربی جدید که در آن مهره ای سرگردان شده بود(مشکلی که در این فصل نیز شاهد آن هستیم)

هرچند باید گفت فارغ از این مشکلات بوریلو در مجموع خصوصیات کاملی از یک مهاجم تکامل یافته مانند باتی گل را نیـــز ندارد،اما بدون شک وی بهترین فوروارد کلاسیک خریداری شده ی بعد از باتیستوتا بود.

بنابراین نزدیک به 8 فصل است که جالوروسی از فقدان یک مهاجم کلاسیک و البته کامل و کسی که بطور مداوم توانایی هایش را در خدمت تیم قرار بدهد رنج می برد و در این فصل پابلو دانیل اسوالدو بعد از نامهای بسیاری که ذکر شد دیگر مهاجمی است که برای پر کردن خلا مهاجمی مانند باتیستوتا راهی رم شده است.

اینکه وی جه مقدار از قبلی ها بهتر است سوالی ست که برای رسیدن به جواب آن باید منتظر ماند اما کیفیتی که اسوالدو در همین بازی های انجام شده از خود نشان داده است ما را متقاعد می سازد اگر او باتی گلی دیگر برای رم نباشد حداقل این است که از فورواردهای قبلی خریداری شده به مراتب بهتر است.

در نوع بازی او خصوصیات یک مهاجم شش دانگ کاملا مشهود است،او در زمین و هوا تاثیر گذار است و چارچوب را چه با پا و چه با ضربات سر و حتی ضربات آکروباتیک بخوبی هدف قرار می دهد،حفظ توپ و حمل آن را بخوبی انجام میدهد،در موقعیتهای گل حاضر است و توپ های سخت را هم میتواند تبدیل به گل بکند، کما اینکه سن او هم مناسب است و رم می تواند برای سالهای متمادی از او بهره مند شود و نه صرفا برای یک فصل.

او قطعا می تواند دارویی باشد برای خط حمله ی رم و نه تنها یک مسکن موقتی که در فصل بعد به تیمهای دیگر دیپورت شود.

او ویژگی های کاملی از خود بروز داده است و بزودی هم به آتزوری فراخوانده شده است و حال دیگر یک مهاجم ملی پوش که داعیه ی حضور در جام ملتهای اروپا را دارد بحساب می آید،این عوامل باعث می شود اسوالدو امیدواری های زیادی را ایجاد کند.

و جالب آن که وی اولین مهاجمی است که هواداران رم او را شایسته ی قیاس شدن با باتیستوتای محبوب و دوست داشتنی خود می دانند و گهگاه گلها و حرکات او و همچنین چهره و کاریزمای وی هواداران رم را به یاد باتی گل می اندازد.

تنها نکته ای که می ماند این است که از فصل 06-2005 تا همین فصل گذشته(11-2010) توتی همواره بعنوان برترین گلزن فصل رم بوده ست که فقط گهگاهی ووچینیچ توانسته همسوی او این عنوان رابا توتی مشترکا کسب کند.

اما در این فصل بسیار محتمل بنظر می رسد که اسوالدو به این روند یکه تازی توتی پایان دهد،هرچند این نکته نیز قابل ذکر است که شاید مصدومیتهای توتی باعث شود که اوسوالدو از نظر تعداد گل بالاتر از او قرار بگیرد.

اما باید گفت توتی در این سال ها در هر فصل موفق شده است به طور متوسط 16 گل در لیگ به ثمر برساند،بنابراین اگر اسوالدو امار گلهایش از این عدد تجاوز کند قطعا می توان او را بالاتر از تمام مهاجمین خریداری شده ی رم در این سالها دانست...،مهاجمی که می توان به او اتکا کرد.

هرچند هماکنون نیز تنها عاملی که باعث می شود نتوانیم با اطمینان اسوالدو را بهترین خرید فصل جالوروسی بدانیم تعدد بازیکنان های خوب خریداری شده در این فصل می باشد و گرنه او از بهترین هاست...

 

نویسنده : ابوالفضل صالحی



نوشته شده توسط
علی در یکشنبه 4 دی 1390 و ساعت 08:58 بعد از ظهر
 

[ | نظرات ()


 » مدیران رم چالش ها و راه حل ها [مقالات , ]

سکانس اول ( راهی به رهایی )

تیم رم در زمان سنسی ها با مشکلات مالی بسیار روبه روی بود که همه آنها بعد از اسکودتو 2001 شروع شد . برای بالانس مالی باشگاه هر فصل یک ستاره تیم رم را ترک میکرد تا زمانی که خانواده سنسی دیگر نتوانستند که بر مشکلات مالی غلبه کنند و باشگاه را به یونی کردیت واگذار کردند ، بانک هم پس از مدت نسبتا طولانی و برسی شرایط خریداران ، بیشتر از نیمی از سهام باشگاه را به دی بندینتو واگذار کرد . همه منتظر یک جهش بزرگ بودند زیرا تیم رم ،تیمی کوچک نبود که تجربه لیگ قهرمانان یا جنگیدن برای اسکودتو را نداشته باشد ولی داستان گونه ای دیگر رقم خورد ...

 

سکانس دوم ( قمار عاشقانه )

دی بندینتو با انتخاب مدیران موفق ایتالیایی در زمینه های مختلف از پیشرفت رم در همه زمینه پرده برداشت انتخاب ساباتینی مهمترین انتخاب او بود . پس از این انتخاب تمامی امور باشگاه حول ساباتینی میچرخید و خرید ها فروش ها انتخاب سر مربی و ... زیر نظر ساباتینی ( و دخالتهای مستقیم بالدینی ) شروع شد و در تابستان با الگو گیری از فلسفه فوتبال بارسلونا انتخاب هایی عجیب چه در مورد سر مربی و چه در خرید بازیکنها صورت گرفت . در حالی که همه منتظر یک مربی بزرگ بودند انریکه جوان و بی تجربه در راس کادر فنی قرار گرفت و پس آن جوان های کم سن و سالی به تیم آمدند تا شاید ستاره های بزرگی از بین آنها نمایان شود میانگین سن خرید بازیکنان تیم تنها 22.3 بودهاست و در کنار آن ستاره های رم یکی پس از دیگری تیم را ترک کردند و این قماری بزرگ بود که صورت گرفت...

سکانس سوم ( حدیث آرزومندی )

در تابستان و پس از روی کار آمدن انریکه جوان و تغییر بیشتر از 70% ترکیب تیم ، هواداران در آروزی تیمی بودند که فقط برای قهرمانی میجنگد ولی حذف از لیگ اروپا شرایط را دگرگون کرد و ساباتینی برای التیام این زخم 4 بازیکن جدید به تیم اضافه کرد ولی پس از گذشت هفته ها هوادارن فهمیدند این رم نه تنها برای قهرمانی بسته نشده بلکه پروژه ای در کار است که انگار قرار است سالها بعد نتیجه دهد انها دیگر آرزو های خود را در اوایل فصل با کابوسهایی مانند شکست در داربی و تیم های کوچک و بزرگ عوض کردند و این تنها مشکل تیم نبود ، مصدومیت های پشت سر هم بازیکنان ، درگیریهای کوچک و بزرگ ، تغییر مداوم سبک بازی ، تمدید نشدن قرداد دروسی و ... ، باعث شد که هوداران از این تیم نا امید شوند ولی هنوز به پروژه ای که قرار است سالها بعد جواب دهد خوشبین باشند ...

 

سکانس چهارم ( تاریکخانه اشباح )

پروژهای که شروع شده است بی گمان برای پیشرفت تیم بوده است ولی شاید بزرگترین اشتباه صورت گرفته در این پروژه انتخاب سر مربی بیگانه با حال و هوای ایتالیاست ، مربی که گمان نمیکرد که امسال هدایت رمی متحول شده را بدست گیرد ! ولی بعید از هوادارن پس از شکست هایی که قرار است به وقوع بپیوندد! انریکه روی دیگر سکه را خواهد دید. هواداران دو آتیشه رم با مربی هایی که برایشان نائب قهرمانی و جام حذفی آورده بود رحم نکردند و دیگر محال است باز هم برای به ثمر رسیدن پروژه صبر کنند و انروز روز استعفا یا اخراج انریکه خواهد بود !

 

سکانس پنجم ( مشتاقی و مهجوری )

شاید ساباتینی ، بالدینی و مدیران متوجه اشتباه خود در انتخاب های خود شده اند ولی اکنون زود است که به اشتباه خود اعتراف کنند و قرار است در زمستان با تقویت تیم این مشکلات را حل کنند ولی اگر واقع بین باشیم مشکلات خیلی پیچیده است ! در صورت اخراج انریکه انتخاب سر مربی جدیدی که با پروژه تیم همخوانی داشته باشد تقریبا محال است و خرید بازیکنان برای تقویت تیم و جایگزینی با بازیکنان مصدومa بسیار سخت است ، بخصوص در زمستان که تیم های خیلی سخت بازیکنان خوب و حتی متوسط خود را واگذار میکنند و فرسایشی شدن تمدید قرارداد دروسی در حالی که تیم های بسیاری چشم طمع به او را دوخته اند باعث شده به نظر نویسنده این مقاله کارها گره کوری بخورد که کسی توان باز کردن آنها را نداشته باشد .

 نویسنده : حسام بیات



نوشته شده توسط
علی در سه شنبه 15 آذر 1390 و ساعت 09:18 بعد از ظهر
 

[ | نظرات ()


 » کسب درآمد؟ به چه قیمتی؟ [مقالات , ]



لیست پر درآمد ترین باشگاه های دنیا دیروز اعلام شد . رتبه ی اول این لیست رئال مادرید با 480 میلیون یورو است . َتیم دوم و سوم بارسا با 447 میلیون و منچستر 367 میلیون یورو است ، تیم های بعدی آرسنال با 283 میلان و اینتر به ترتیب با 228 و 217 میلیون یورو هستند . اعداد و ارقام مربوط به تیم اول یعنی رئال مادردید نکات جالبی را به ما می رساند . رئال مادرید تنها از حق فروش تلویزیونی بازی هایش 153 میلیون یورو درآمد داشته است . 149 میلیون از بخش ارتباطات بازرگانی و 149 میلیون دیگر درآمد ورزشگاه رئال بوده است . در قیاس بین رم و رئال باید گفت که رم در آخرین قراردادش با شبکه ی اسکای برای 4 سال 120 میلیون یورو دریافت کرده است . رقمی که از حتی از یک سال رئال هم به مراتب کمتر است . در ابتدای فصل صحبت هایی از برخی هواداران رم مطرح می شد مبنی بر این که آمریکایی های از راه رسیده ، هدفشان از خرید این ستاره های جوان و کم قیمت که ساباتینی مشغول خریدشان از این سو و آن سوی دنیاست ، رشد دادن آنها و سپس فروششان با قیمتی به مراتب بالاتر است . چیزی که ظاهرا ساباتینی در آن تخصص کافی را دارد . مثال چیزی که در مورد پاستوره و امثال کیائر اتفاق افتاد . به همین دلیل حتی هنوز هم شاهد این هستیم که به رم لقب " مهد کودک " داده می شود ! لقبی که متاسفانه شاهد اطلاق آن به باشگاه محبوبمان از سوی طرفداران خود تیم هستیم . اتفاق خوشایندی که اکثریت کارشناسان از آن به عنوان یک انقلاب یاد می کنند ، ظاهرا به مذاق برخی ها خوش نیامده است . خرید جوانان آینده دار و ترکیب کردن آن با باتجربه های تیم یعنی ده روسی ، توتی ، استکلنبرگ ، خوان ، پیزارو ، بوردیسو و . . . نقشه ای کاملا برنامه ای ریزی شده ، هدف دار و البته رو به جلو را نشان می دهد . اما چرا نمی توان به این حرف منتقدان دید مثبتی داشت؟ چیزی که مشخص است این است که این آمریکائی ها باید بی نهایت کوته فکر باشند که میلیون ها یورو هزینه برای خرید این باشگاه کرده باشند و امیدشان برای درآمد زایی اینگونه راه ها باشد . سوالی که از این لیست به ذهن می رسد این است : کدام یک از این 6 باشگاه از چنین روشی برای کسب درآمد استفاده کرده اند ؟
اگر به سابقه ی خرید و فروش های این باشگاه ها نگاهی بیندازیم می بینیم که جدا از رئال و بارسا که همیشه پر هزینه ترین باشگاه های دنیا در فصل نقل و انتقالات هستند و جز به یک سری دلایل خاص حاضر به فروش ستاره هایشان نشده اند ، تیم های دیگر این لیست به جز آرسنال هم چنین وضعیتی دارند . بزرگترین فروش های این فصل این 6 تیم را می توان فروش اتوئو از اینتر و بویان از بارسا دانست . بازیکنانی که همه از شرایط فروش آنها مطلع بودند . اتوئو با حقوق وسوسه بر انگیز سالیانه 20 میلیون یورو به آنژی ماخاچ پیوست و بویان هم که اعلام کرد از همان فینال ومبلی به دلیل قرار نگرفتن در ترکیب تیم حتی پس از پیش افتادن 3-1 از حریف ، تصمیم به جدایی از بارسا گرفته است ! گاگو از رئال به دلیل عدم اعتقاد سرمربی جدا شد ، مکسی لوپز از بارسا به دلیل سن بالا جدا شد و سایر نقل و انتقالات این باشگاه ها به چنین دلایلی بوده است . درباره ی آرسنال قضیه تا حدود زیادی به خاطر برخی اشتباهات مدیریتی متفاوت است ، مشکلاتی که باعث عدم رشد باشگاه و رقابتی شدن آن در سطح لیگ جزیره و اروپا شده و منجر به کوچ بازیکنی نظیر سمیر نسری می شود . آرسنال امثال فابرگاس را هم فروخت که این فروش را به دلیل تمایل خود فابرگاس برای بازگشت به خانه و تیم شروع دوران فوتبالش ، نمی توان یک اشتباه به حساب آورد . یکی از بزرگترین سوالات درباره ی آرسنال این است که با وجود باقی ماندن بیش از 70 میلیون از هزینه ی خرید این باشگاه در تابستان چرا تیم به خوبی تقویت و بازسازی نشد ؟
بر خلاف تمامی این انتقادات بیهوده کاملا مشخص است که گروه جدید و مدیرانش کاملا به فکر پوشش ضعف های باشگاه در کسب درآمد هستند . نکته ای که از این لیست می توان دریافت این است که ضعف دو تیم ایتالیایی عدم وجود استادیوم اختصاصی برای هر دو باشگاه است . مساله ای که بی گمان تمامی باشگاه های ایتالیایی را از یک منبع بزرگ مالی محروم کرده است . دیبندتو در اولین مصاحبه هایش پس از تملک باشگاه از عزم جدی گروه برای از سر گیری ساخت استادیوم اختصاصی صحبت کرد . برنامه ای که توسط سنسی ها ایده پردازی شد ولی به دلیل مشکلات مالی هرگز به مرحله ی اجرا نرسید . اما آمریکایی ها قول تکمیل این ورزشگاه را در سال 2014 یا حتی زود تر را داده اند . اتفاقی که برای رم به عنوان دومین باشگاه ایتالیایی پس از یوونتوس می افتد . مسلما در سال های اول نمی توان انتظار داشت رم هم به مانند رئال سالیانه 149 میلیون درآمد از ورزشگاهش داشته باشد ، اما در چند سال آینده با رشد ورزشی بیشتر ، باشگاه رم نیز به چنین ارقامی بسیار نزدیک خواهد شد . از دیگر اهداف مجموعه ی رم تبدیل کردن باشگاه به یک برند جهانیست . یکی از بزرگترین منابع مالی باشگاه های بزرگ فروش محصولات باشگاه است . به طوری که بعضا شاهدیم در بعضی خرید های رئال مثل خرید دیوید بکام از منچستر ، بخش کاملا قابل توجهی از هزینه های این انتقال از فروش لباس های تیم با نام و شماره ی او تامین می شود ! یا از یک تور آسیائی و انجام چند بازی دوستانه مبالغ زیادی عاید باشگاه می شود ! روش کسب چنین درآمد هایی تبدیل کردن تیم به یک قدرت بزرگ اروپاییست . مساله ای که با اسم و رسم دار کردن بازیکنان جوان فعلی و سپس فروختنشان کاملا در تضاد است .
اگر به بخش نظرات سایت هایی نظیر گل انگلیسی دقت کنیم می بینیم که رم هم اکنون نیز از جای جای دنیا طرفداران زیادی دارد . یکی از سوالاتی که همیشه در ذهن نگارنده ی این مطلب وجود داشت این است که چرا تیم بزرگی مثل رم نباید یک صفحه ی رسمی در بزرگترین شبکه ی اجتماعی دنیا و سایت رنک دوم دنیا ، یعنی فیسبوک داشته باشد ؟ چرا که داشتن چنین صفحاتی کمک بسیار شایانی در متحد کردن هواداران رم و همچنین تبدیل کردن رم به یک برند مطرح و همچنین کشاندن هواداران به یک سری موضوعات خاص ( مثلا سایت بخش فروشگاه باشگاه یعنی AS Roma Store ) داشته باشد . اما اندکی پس از خرید باشگاه و انجام شدن یک سری مسائل با اولیوت بالاتر مثل گذر از فصل پر التهاب نقل و انتقالات یک مدیر برای کارهای اینترنتی باشگاه منصوب شد و در اولین گام ها صفحات اختصاصی باشگاه در فیسبوک و توئیتر را افتتاح کرد . صفحه ی فیسبوک باشگاه در کمتر از 45 روز توانسته به رکورد قابل قبول 500 هزار هوادار برسد . این ارقام به حدی قابل توجه است که باشگاه بزرگی مثل منچستر یونایتد حاضر است برای هرچه بیشتر شدن هواداران صفحه اش بخشی از تبلیغات محیطی ورزشگاه اولدترافورد را به این موضوع اختصاص دهد و در 15 ما پس از افتتاح صفحه اش به رکورد 20 میلیون هوادار برسد !
به هر حال مسلما روش های بسیار گوناگونی برای کسب منابع مالی و درآمد وجود دارد که حتی به ذهن ما هواداران نیز خطور نمی کند ، چیزی که بسیار بعید است از چشم تیزبین مدیران کاربلد رم  ، دور بماند و ما را بیشتر به این واقعیت برساند که ذهنیت مالکان جدید بسیار فراتر از چنین روش هایی است که اگر چنین بود ، ده روسی با 31 میلیون به من سیتی واگذار میشد ، و ووچینیچ با چنین رقمی به راحتی به تیمی دیگر منتقل نمی شد ! همه ی این اتفاقات وقتی جوابگو هستند که رم با یک قدرت کاملا درجه یک اروپائی تبدیل شود ، تیمی بزرگ و پر افتخار با ستاره هایی بزرگ و محبوب در سر تا سر دنیا . آن وقت است که باشگاه به رقم 30 میلیون یورو در سال برای فروش حق  پخش تلویزیونیش اکتفا نمی کند ( قابل توجه است که میلان در همین برهه ی زمانی رقمی بیش از دو برابر رم یعنی در حدود 70 میلیون درآمد سالیانه از فروش حق پخش تلویزیونی اش دارد ) و خواهان ارقامی به مراتب بیشتر می شود ، اسپانسر های مالی باشگاه موظفند ارقام بیشتری برای تبلیغات روی پیراهن تیم بپردازند . جمعیت بیشتری صندلی های ورزشگاه را به اشغال خود در می آورند ، پاداش های پلکانی از صعود به مراحل مختلف لیگ قهرمانان به باشگاه تعلق خواهد گرفت ، همینطور جوایز مالی برای مقام ها در سری آ یا جام حذفی به باشگاه پرداخت می شود ، فروشگاه های رم در سطح دنیا اجناس بیشتری خواهند فروخت چون هواداران بیشتری گرد رم را خواهند گرفت و بیشمار راه دیگر برای عایدات مالی دیگر . . . فقط باید صبور بود ، به پروژه ی جدید ایمان داشت ، فرصت کافی داد و انرژی مثبت فرستاد .
شما چگونه فکر می کنید؟ نظرات خود را به اشتراک بگذارید .


نوشته شده توسط
علی در چهارشنبه 25 آبان 1390 و ساعت 09:05 بعد از ظهر
 

[ | نظرات ()


 » اولین صحبت های لوپز [مقالات , اخبار نقل و انتقالات , ]



صفحه رسمی باشگاه رم در فیسبوک در خبری اولین صحبت های نیکولاس لوپز ، اولین خرید زمستانی والتر ساباتینی مدیر موفق رم را منتشر کرد . نیکو لوپز اروگوئه ای همان طور که در پست های پیشین به آن اشاره شده بود به همراه خوانواده اش در رم به سر می برد . او بعد از ظهر امروز پس از حضور در تریگوریا از مراکز ورزشی باشگاه دیدن کرد . گفته می شود در ساعات آینده با کامل شدن جزییات توافقات او بتواند با تیم جدیدش به تمرین بپردازد .
طبق اعلام صفحه ی رم در فیسبوک ، لوپز که به همراه مادرش " مونیکا " ، پدرش " آلخاندرو " ، برادرش " مائوریسیو " و وکیلش " پابلو بنتانکور " در پایتخت به سر می برد ، در اولین صحبت هایش اعلام کرد : " بازی کردن برای رم رویائی است که من امیدوارم به زودی محقق شود ، از همه ی طرفداران رم سپاسگذارم. "

::. خرید یک استعداد جوان دیگر ، پس از خرید های جوان ساباتینی در فصل نقل و انتقالات تابستانی ، بار دیگر برنامه های چند ساله ی باشگاه را نشان می دهد . برنامه ای که مبتنی بر خرید و پرورش ستارگان جوانی مثل لاملا ، بویان ، بورینی ، آنجل ، رزی و امثال همین لوپز است و مسلما نیازمند صبر و حوصله ی هواداران باشگاه و البته حمایتشان است . چیزی که در عمل مشخص شده است این است که رم بر خلاف دیگر باشگاه های به اصطلاح " تازه به دوران رسیده " مانند منچستر سیتی و چلسی و پاریس سنت ژرمن هرگز به دنبال خرید ستاره های اسم و رسم دار فعلی نیست و در نظر دارد با سرمایه گذاری دو سه ساله روی این نسل از بازیکنان ، پس از زمان معین شده ، تیمی کاملا هماهنگ ، جوان ، شاداب و پر انرژی داشته باشد ، ستاره هایی که آینده ی درخشان پیش روی باشگاه را رقم خواهند زد . جوانانی مثل آنجل که در توئیتر با شوق تمام قبل از هر بازی با پیامی به استقبال آن می رود و با " فورزا رما " برای تیمش آرزوی موفقیت می کند و بعد از هر بازی مثل یک طرفدار شماره یک تیم ابراز شادی می کند . جوانانی که تشنه ی پیروزیند و سرشار از حس جنگجویی . پس از خرید لاملای 19 ساله ، این دومین خرید زیر 20 سال ساباتینی است . حال باید منتظر بود و دید که برنامه ی ساباتینی برای دیگر خرید های رم چیست ، یکی از بزرگترین نقاط ضعف رم در این فصل نبودن جایگزینی مطمئن برای رزی متحول شده است . جالب اینجاست که گزینه های باشگاه برای این پست هم همگی زیر 23 سال سن دارند . آزپیلیکوئتا ی 22 ساله ، ایسلای 23 ساله ، مونتویا 20 ساله و جدیدترین گزینه : دانیل شواب ، مدافع 23 ساله ی آلمانی باشگاه بایرلورکوزن . بازیکنی که توانایی بازی در پست دفاع مرکزی را هم دارد . با این حال خرید لوپز ، شروع مجددی خواهد بود برای ساباتینی و باید منتظر بود و دید که او ضعف های دیگر تیم را با چه بازیکنانی پوشش خواهد داد .


نوشته شده توسط
علی در پنجشنبه 19 آبان 1390 و ساعت 01:26 قبل از ظهر
 

[ | نظرات ()


 » عقب گرد اساطیر [مقالات , ]

فوتبال درایتالیا همواره با رنگ تعصب و وفاداری عجین شده است.

بازیکنانی که به همراه داشتن ویژگی های برتر فوتبالی چنین صفاتی را نیز داشته اند آنچنان مورد حمایت و نواخت فوتبالدوستان ایتالیایی قرار می گیرند که در ایتالیا و حتی خارج از آن به عنوان نماد،سمبل،اسطوره و یا حتی قدیس شناخته می شوند.

بازیکنانی که خود را وقف تیم خاصی می کنند و حتی عواملی مانند گرفتن جام بیشتر و ضعف و حتی سقوط تیم خود را بهانه ای برای ترک آن قرار نمی دهند مثالهایش همه در بازیکنان ایتالیایی به وفور یافت می شود.

این گونه بازیکنان در زمانی چنین ویژگی های را دارند که باید آن را عصر مطرود شدن اسطوره ها دانست.

بازیکنانی با کیفیت فنی فوق العاده و منحصر به فرد همواره در فوتبال جهان وجود داشته داشته است و از این حیث فوتبال دنیا ضعفی در خود احساس نخواهد کرد اما باید گفت اکنون اسطوره سازی و اسطوره گرایی در حال انحطاط می باشد.

حتی ایتالیا و فوتبال این سرزمین بعنوان یکی از سردمداران اصلی پروسه ی اسطوره مآبی نیز در حال ورود به دورانی است که اهمیت دادن به اساطیر فوتبال خویش را الزامی نمی داند و حتی از طرد کردن آنها ابایی ندارد.

بعد از ناسازش کاری با دلپیرو در یووه و کاهش حقوق او و خط زدن نام فلیپیو اینزاگی از لیست اروپایی میلان،نفر بعدی چه کسی خواهد بود؟

شاید نام فرانچسکو توتی به ذهن برسد...

الکس دلپیرو با وجود همه افتخاراتی که با یووه کسب کرده بود و این تیم را در سخت ترین روزهای حضور در سری بی هم تنها نگذاشته بود سرانجام مسولین یووه ماندنش را مشروط بر کاهش دستمزد به ظاهر سنگینش کردند.

ظاهرا آنها به این نتیجه رسیده بودند که الکس دیگر شایستگی دریافت این همه پول را ندارد!

به هر جهت کسی که باز هم نسبت به تیم خود وفاداری کرد کاپیتان محبوب تورینی ها بود،چراکه کاهش حقوق خود را برای بازی کردن در تیم محبوبش پذیرفت و یک گام از حق خود عقب نشینی کرد.

اما این همه ی ماجرا نبود و گویا آزرده ساختن پسر محبوب شهر تورین همچنان ادمه دارد. او باید در این فصل اجبارا کفش هایش را آویزان کند و یا منتظر ترحم تیمهایی مانند پادوا و یا الطاف دشمنان قدیمی مانند گالیانی بماند.

او را نکشتند اما پر و بالش را کندند و به همه ی آنچه او ساخته بود پشت پا زدند و آنها را فراموش کردند.

آنیلی فراموش کرد چه جامهای زیادی در ویترین افتخارات باشگاه یوونتوس است که با دستان وفادار دلپیرو فتح شده،او فراموش کرده دلپیرو در سری بی هم یوونتوس را تنها نگذاشت و با زدن بیست گل و کمک شایانی که به این تیم کرد اجازه نداد تاریخ پر افتخار سفید و مشکی ها از یادها فراموش شود.

او 36 ساله است و باید زمانی خداحافظی کند؟بله درست است اما دلپیرو لیاقت خداحافظی شکوهمندانه ی با لباس باشگاه محبوبش داشت مانند مالدینی.

اما او حالا باید بنشیند و روحش از التفاتهای به ظاهر دوستانه ی رقبا آزرده شود وبه سالهایی بیندشید که در اوج فوتبالش به آنها اعتنایی نمیکرد اما حالا....

ماجرا به اینجا منتهی نشد و در میلان هم خبرهای خوشی به گوش نمی رسد.

بهترین گلزن ایتالیایی لیگ قهرمانان و دومین گلزن برتر این تورنمت با بی مهری سیاه و قرمزها مواجهه شد.

عجیب و رقت انگیز به نظر می رسید که پیپو اینزاگی با زدن این همه گل در لیگ قهرمانان دیگر شایستگی حضور در این رقابت ها را ندارد.

آیا براستی او دیگر شایستگی حضور در لیگ قهرمانان را حتی بر روی نیمکت نداشت؟

نه،هرگز...هنوز از دو گل رویایی ای که او در سن سیرو وارد دروازه ی رئالی ها کرد مدت زیادی سپری نشده است که ما را متقاعد به ناکارامد بودن سوپر پیپو بکند.

اما واکنش اینزاگی نیز به این مساله متفاوت با دلپیرو نخواهد بود.او این نامهربانی رو به جان می خرد و باز به پیراهن باشگاه خود تعصب خواهد داشت و در صورت زدن گل بازهم دیوانه وار خوشحالی خواهد کرد!

شاید از میلان دیگر این انتظار نمیرفت چراکه انها همواره ماوای بازیکنان اسطوره ای همچون باره سی،کاستاکورتاو مالدینی بوده اند اما حداقل این است که واکنش روسونری از تورینی ها به مراتب بهتر بوده است.

آنها هنوز اندک فرصتی برای اثبات دیگر بار مهارتهای مهاجم 38 ساله ی خود داده اند و اورا از باشگاه محبوب خود نرانده اند.

ظاهرا فوتبال ایتالیا اسطوره های خود را مانعی برای حرفه ای شدن خویش می داند و می پندارد با حذف اساطیر خویش گامی بلند در جهت نوین شدن و پیشرفت خواهد برداشت!

اندوه و حسرت خوردن درباره ی پیپو و الکس دیگر بی فایده است،چراکه شاید بایستی هواداران فوتبال ایتالیا خود را برای عقب نشینی دیگر اساطیر خویش آماده کنند؛بوفون؟،او هم داستان پر افتخاری مانند دلپیرو در یووه دارد و از کسانی بود که بیانکوری را در سری بی تنها نگذاشت...کافی نیست...بهترین دروازه بان جهان درآن سال همه ی پیشنهادات بزرگ خود را پس زد و با یووه به سری بی قدم گذاشت...ظاهرا اینها نیز برای آنیلی کافی نخواهد بود...

هوادران ایتالیا روحشان از این اتفاقات آزرده شده است اما شاید خود نیز مقصر باشند.بگذارید کمی به عقب برگردیم،جام جهانی 2010...چه اتفاقات تلخی برای آتزوری رقم خورداما نتایج اسف بار تنها پیامد آن بازی ها نبود.

قبل از آن فوتبال ایتالیا کاپیتان خود را از سری آ بیرون انداخت و او را رهسپار حاشیه خلیج پارس کرد و بعد ازرقم خوردن آن نتایج تلخ در جام جهانی او را مستحق طرد شدن کامل دانست تا نگذارد او به آخرین آرزوی خویش که همان خداحافظی با پیراهن ناپولی بود دست یابد و مجبور شد کیلومترها دورتر از ایتالیا غریبانه جهان فوتبال را بدرود گوید.

اما گویی هواداران فوتبال ایتالیا چهارمین کاپیتان قهرمان جهان خود را مستحق این نامهربانی ها میدانستند و از این اتفاق چندان اندوهگین نبودند.

او هم مانند دلپیرو فقط دو انتخاب داشت،خداحافظی اجباری و یا رفتن به تیمهای دیگر، چندان فرقی نمیکند آنها کدام راه را برگزینند چراکه هردو راه نوعی دهن کجی به آنها به حساب میاید.

هوادران ایتالیا آنقدر خود را دارای حق می دانستند که به مارچلو لیپی نیز رحم نکردند و او و خانوداه اش را آزردند و وی را خانه نشین کردند.

گویی فراموش کرده بودند کاناوراو و لیپی در برلین اسطوره های دوست داشتنی شان بودند اما بخاطر یک اشتباه،یک ناکامی،یک انتخاب نادرست آنها را مستحق بدترین تحقیرها و توهین ها دانستند.

آری هواداران ایتالیایی خودشان نیز در رقم خوردن این اتفاقات بی تقصیر نیستند.

لیپی شایسته ی احترام بود اما طرد شد،کاناوراو بخاطر همه ی تلاش هایی که بخاطر ایتالیا انجام داد شایسته ی آن بود که بار دیگر خود را در پیراهن فیروزه ای رنگ ناپولی احساس کند اما او نیز رانده شد.

بنابراین اکنون نیز عجیب نیست که نوبت به بازیکنان دوست داشتنی دیگرمان رسیده،دلپیرو و اینزاگی...

حال زمان پاسخ گفتن به این سوال که آیا توتی هم به این سرنوشت تلخ دچار خواهد شد یا خیر رسیده است...

با وجود راه اندازی پروژه جدید واختلافات اولیه سرمربی جدید جالوروسی با کاپیتان رم بی جهت نخواهد بود که نفر بعدی را توتی بدانیم.

شاید توتی نیز باید قربانی پروژه و پیشرفت باشگاه شود...

اما داستان کمی فرق خواهد کرد...توتی برغم وفاداری عجیبش به پیراهن جالوروسی و گذشتن از همه ی جامهایی که در تیمهای دیگر می توانست به آن برسد و در رم به آنها نرسید شخصیت متفاوتی با دیگران دارد.

او برای رم از همه چیز خویش خواهد گذشت،او حتی رم را به آتزوری ترجیح داده است،بسیار اتفاق افتاده که توتی بخاطر رم،خود را از دسترس تیم ملی خارج کرده است و حضورش در تیم ملی را فقط منحصر به بازیهای اصلی تورنمتها کرده است.

او انتقادهای دوستانش مانند زامبروتا مبنی بر اینکه توتی در بازیهای مقدماتی هیچگاه در دسترس آتزوری نبوده است را به جان میخرد اما رم را اولویت قرار میدهد.

اما بدون شک تنها چیزی که توتی بخاطر رم از آن نخواهد گذشت غرور و عزت نفسش خواهد بود.

توتی برای بازی کردن در باشگاه محبوبش مانند دلپیرو از عزت نفس خود نخواهد گذشت،او یا آن قدر تمرین میکند تا خود را به مربی تحمیل کند یا کفش هایش را خود و به خواسته ی خود آویزان خواهد کرد

بدون شک دلپیرو،اینزاگی،کاناوراو و لیپی هیچکدام متسحق ناملاطفت هایی که در حق شان شد نبودند اما خود نیز در رقم خوردن آنچه اتفاق افتاد بی تقصیر نبودند

کاناوراو می تواست بعد از جام جهانی 2006 در قاموس یک قهرمان از تیم ملی خداحافظی کند اما این کار را انجام نداد،دلپیرو و اینزاگی هم این کار را نکردند و لیپی هم دوباره برگشت.

اما توتی بار دیگر نشان داد از دوستان صمیمی خود آینده نگرتر است و با اینکه سن اش از بقیه کمتر بود به مانند یک قهرمان از آتزوری کناره گیری کرد.

توتی در وهله ی اول خود اجازه ی تحقیر شدنش را نداد و در تیم ملی عکس العمل متفاوتی با سایرین داشت.

عکس العمل توتی در تیم ملی وقتی درست تر جلوه میکند که می بینیم کاناورو،اینزاگی و دلپیرو بعد از جام جهانی 2006 در تیم ملی عملکرد قابل ذکری از خود به جا نگذاشتند و همان بهتر بود که جا را به بازیکنان جوان میدادند.

با همین استدلال(عملکرد درست توتی در تیم ملی برخلاف ایشان)در می یابیم که در تیم باشگاهی هم سرنوشت متفاوتی با نامبرده ها خواهد داشت.

شرایط کنونی توتی خود گواه درستی این ادعاست.در حالی که اینزاگی و دلپیرو مطرود شده های تیمهای خویش هستند اما توتی کماکان پادشاه رم و مهره ای قابل اتکا برای تیمش است که فقدانش چه به لحاظ فنی و چه روحی در جالوروسی حس شدنی است.

و این اتفاقی نیست؛توتی به خوبی دریافته است که در پروژه ی جدید باشگاه رم باید آماده تر از قبل باشد،و چه سخاوتمندانه تلاش خود را در بازیها بیشتر کرده و مانند دوران جوانی خود به دنبال توپ می دود.

بله تلاش او سخاوتمندانه است،کاپیتان وفادار رم هرگز نمی خواهد تنها بواسطه ی نام بزرگ خود در ترکیب تیم حضور داشته باشد بلکه او می خواهد بخاطر توانایی هایش در ترکیب قرار بگیرد.

سخاوتمندانه است که او خود را بخاطر تاریخ بزرگی که ساخته است مستحق بازی کردن نمی داند و مانند سایر بازیکنان و یا حتی بهتر از ایشان تلاش میکند.

توتی با همه وفاداری و تعصبی که به رم دارد هرگز توهین و بی اعتنایی را برنخواهید تابید و به مانند گذشته اجازه ی تحقیر شدنش را به کسی نخواهد داد.

در نهایت نتیجه ای که می خواهم از سطور بالا بگیرم این خواهد بود:

3عامل از مهمترین عوامل طرد شدن و بی اعتنایی به بازیکنان اسطوره ای و بزرگ فوتبال ایتالیاست:1)تصمیمات ناخوشایند مدیران و مسولین تیمها مبنی بر حذف اسطوره ی تیمشان2)حمایت نشدن در خور و مناسب اسطوره ها از سوی هوادارانشان و حتی طرد کردن آنها بوسیله ی ایشان(ناگفته پیداست وقتی عامل دوم اتفاق می افتد مدیران فوتبال جرات پیدا خواهند کرد که تصمیمات ناخوشایند خویش را عملی کنند)

3)عملکردها،رفتارها و تصمیماتی که خود اسطوره ها در طی دوران ورزشی شان میگیرند.

عامل سوم بدون شک مهمترین عامل خواهد بود چراکه زمانی که اسطوره ها به مانند کاناوراو تصمیمات درستی برای آینده خویش نگیرند اتوماتیک وار دو عامل دیگر را بر ضد خود خواهند شوراند و در مقابل طبیعتا تصمیمات و عملکرد درست یک اسطوره عرصه را بر دو عامل دیگر خواهد بست(مانند عملکرد توتی در آتزوری).

برای همین است که وقتی به عنوان یک دوستدار توتی،از آغاز تا پایان دوران فوتبال توتی رامی نگرم،مطمئن می شوم که توتی به مانند یک اسطوره فوتبالش را شروع کرده،به مانند یک اسطوره آن را ادامه داده و یقین دارم که همچون یک اسطوره نیز به فوتبال خویش پایان خواهد داد...


نویسنده : ابوالفضل صالحی



نوشته شده توسط
علی در سه شنبه 10 آبان 1390 و ساعت 09:07 بعد از ظهر
 

[ | نظرات ()



 آخرین مطالب آرشیو شده . . .

+ مصاحبه بازیکنان پس از دیدار با کاتانیا
+ انریکه : بازی در 30 دقیقه کار بسیار مشکلی است
+ امتیاز تقسیم شد
+ کاتانیا - رم ; تلاش برای کسب 3 امتیاز در 25 دقیقه
+ خوزه آلبرتی : چیریلیانو ؟ 99% به رم می رود
+ توتی ورزشکار نمونه ایتالیا
+ گاگو:به شدت نیاز به حمایت داریم
+ بوفون در جایگاه 1 ،استکلنبرگ 24
+ انریکه : با مالکیت بالای توپ و زمین می توانیم برنده بازی باشیم
+ پراندلی : در تیم ملی بر روی توتی و دی ناتاله باز است
+ پیگیری تمرینات برای 25 دقیقه ; دروسی،توتی و گاگو غائب
+ ROMA - INTER
+ ده روسی ؟ برای همیشه !
+ تبریک پویول به بویان و انریکه
+ راز خوشحالی بعد از گل پدیده !


صفحات :
1 2 3 4 5 6 7 ...


      As Roma

 v  منوی اصلی
 
:: صفحه نخست

  ::  انجمن  
 
:: تاریخچه باشگاه
 
:: فروشگاه سایت
  :: بازیکنان     

  ::  پیراهن ها      
 
:: درباره ما
 
:: تماس با ما
  :: عمومی

  :: مطالب ماندگار 

  :: مقالات


 v  نتایج و بازیها
 
:: سری
A
  :: کوپا ایتالیا
 
:: لیگ قهرمانان
 
::
دوستانه


 v اخبار و حواشی
 
:: اخبار باشگاه
 
:: اخبار لیگ
 
:: اخبار تیم ملی
  :: اخبار بازیکنان
 
:: نقل و انتقالات

  :: تمرینات     

  :: اخبار داغ


 v  دریافت فایل
 
:: گلهای رم
 
:: کلیپ

  :: ویدئوهای تاریخی و خاطره انگیز

  :: پخش زنده 
  :: کاغذ دیواری
 
:: عکس

 

      نظرسنجی

با توجه به بازی های پر فراز و نشیب رم در این فصل چه جایگاهی را در انتهای فصل برای تیم لوئیز انریکه متصور می شوید ؟





 

       نویسندگان

امین(175) سارا(879) صادق(379) ادمین(529) علی(251) فرهاد(427) محمد(40)
 


      آرشیو

بهمن 1390 (71)
دی 1390 (113)
آذر 1390 (123)
آبان 1390 (125)
مهر 1390 (114)
شهریور 1390 (127)
مرداد 1390 (144)
تیر 1390 (117)
خرداد 1390 (88)
اردیبهشت 1390 (38)
فروردین 1390 (46)
اسفند 1389 (33)
بهمن 1389 (145)
دی 1389 (137)
آذر 1389 (165)
آبان 1389 (120)
مهر 1389 (96)
شهریور 1389 (164)
مرداد 1389 (206)
تیر 1389 (168)

 

      جستجو

 

      خبرنامه

 


Copyright  ©  2011  www.As-Roma.ir  All Right Reserved
استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است