
پرده اول : زمزمه ی خروج خانواده سنسی،رفتن ایشان،ریاست
دیبندیتو
پرده دوم : گروه جدید،کارهای جدید،بازیکنان جدید،سبک جدید
پرده سوم : مشکلات و چالش ها در روابطِ جدید الورودها با توتی
پرده چهارم : شروعی ناامید کننده،پنج بازی بدون برد،فشار روحی
و استرس،تردید درباره آینده پروژه
پرده پنجم : بازیابی هویت،بردهای روحیه بخش،گلزنی های مکرر
اسوالدو
پرده ششم : باخت مقابل لاتزیو،احیای تردیدها و امیدهای بیم
آمیز نسبت به تیم
تا کنون از نمایش جدید جالوروسی شش پرده به تفکیک اهمیت و
تاثیرگذاری وقایع سپری شده است . 6 بازی در سری آ،دوبرد دو مساوی و دو باخت . 4 گل
از اسوالدو در 4 بازی پیاپی،عدم برد در بازیهایی که استکلنبرگ درون دروازه رم قرار
میگیرد...
سبک مربی جدید که به مثابه ی حال یک انسان در اغما فرورفته
دمی روحیه بخش است و دمی دیگر ناامید کننده . بازی روان در دقایقی از بازی،متقاعد
شدن به کیفیت بالای این سبک،امیدوار شدن به یک پیروزی پر گل و در بعد،بازی نظام
گسیخته،گل نخوردن با چاشنی شانس و اقبال و از هم پاشیده شدن رویاها...
پرده برداری از رم جدید در المپیکو،گلزنی دروسی و باز هم
پسر خلف برونو کونتی و باز هم کالیاری و باز هم باخت در اولین بازی فصل. فرصت لازم
است،بازیکنان جدید هستند،صبر، صبر و صبر
جوزپه مه آتزا، لوسیو،استکلنبرگ و... رم هنوز بیهوش است ...
تابلوی اسکوربورد تساوی بدون گل رم مقابل تیم پریشان حال گاسپرینی را نشان میدهد. گل
زودهنگام اسوالدو به سیه نا و دیگر هیچ...وای چه سبک بدی،چه بازیکنان بی کیفیتی و
چه تیم بی طراواتی ! آنقدر بد و غیر قابل دفاع که انریکه
هم اعتراف میکند رم حتی حق تساوی هم نداشت آن هم در قلعه ی خودی . سانتر زیبای روزی،پرش بلند اسوالدو
و گل...شوت زیبای توتی با اختلاف اندک به بیرون می رود،اسوالدو با یک دریبل زیبا و
شوتی فنی تا فروپاشیدن دروازه ی پارما برای بار دوم پیش می رود...وای چه سبکی،چه
بازیکنانی و چه تیمی !
نفس در سینه ی هواداران جالوروسی حبس می شود...موقعیت صدرصد
گل را بیابیانی با شوت سهمیگن خود از دست میدهد و چه خوش شانس بود رم که بازی در
انیو تاردینی به تساوی کشیده نشد،تردیدها شروع می شود و باز نوار قلب رم بالا و
پایین میرود...
آتالانتا،صدرنشین به قعر چسبیده،المپیکو،سرشار از
انگیزه،بویان،گل و باز هم گل و گل دیگر...حرکت روبه جلو،تیم منسجم،امیدواری...
تعطیلات،مصدومیت توتی،آماده شدن لاملا و چه بد موقع رسید
دلاکاپیتاله...
گل زودهنگام اسوالدو،برتری محسوس جالوروسی،استحقاق گل های
بیشت... و بار دیگر فرو نشستن نبض رم.هرنانز،کلوزه،پایان سریال پنج قسمتی...
شش پرده ،شش بازی،رغم نخوردن برد ششم مقابل بیانکوچلستی.
پرده هفتم... چه خواهد شد؟
بنظر می رسد فرصت نسبتا مناسبی برای سنجش عملکرد انریکه
بوجود آمده است.
"سبک او،شیوه ی او و افکارش روشن و شفاف است..."
این جمله ی تکراری که بارها شنیده ایم...
اماحرکت رم در این 6 بازی چگونه بوده است ؟ گاهی تازنده و شتابان بسوی پیشرفت،گاهی ساکن و راکد و زمانی
هم عقب رونده و و گام برداشتن بسوی آنچه که نامش پیشرفت نیست . سبک او بدون توجه به نتایجش سبک
غالبی نبوده است و گاهی مغلوب و گاهی هم خنثی بنظر می آید . هرچند باید گفت نتایج او نیز سینوسی
بودن کیفیت سبک او را مشخص میکند اما بگذارید برای لحظاتی هم که شده بدون توجه به
نتایج بدست آمده صرفا درباره ی ویژگی هایی سبک انریکه سخن بگوییم . سبک و شیوه ای که گاهی آنقدر جذاب
بنظر می رسد که القا کننده ی روشنی آینده رم با انریکه است و گاهی آنقدر بی کیفیت
که فقط تیرکهای دروازه رم است که حیثیت آنرا فرو نمی ریزد. در یک سو حمله و هجوم
همه جانبه و محصور کردن حریف در زمین خودی و آنسوی دیگر فرو رفتن در وضعیت دفاعی
مطلق،شیوه ی تدافعی که چندان هم سنجیده و نظامند نیست...
پاس های مکرر،حرکتهای ترکیبی،انطباق پذیری بازیکنان و بازی
سنجیده و منظم و آنسوی دیگر،پاسهای بلند و بی هدف،نابهنجاری در وظایف بازیکنان و
بازی از هم پاشیده و بی هویت . کار از عدم ثبات نیز گذشته است،این
چیزی فراتر از نداشتن ثبات است. این تناقض و روشن نبودن و عدم شفافیت سبک رم است . گاهی در آسمان،گاهی در قعر
زمین،گاهی ماکزیمم و گاهی مینیموم،گاهی امید بخش و گاهی هم نابود کننده امیدها...
اشتباه نکنید،هرگز...!این فرصت فرصتی برای ارزیابی فنی سبک
رم نیست بلکه مجالی است برای بیان وجود احساسات دو گانه ای است که در ما بوجود
آورده است.
احساسات ما گاهی به انریکه و تیمش لایک می دهد و گاهی آن را
مستحق آن لایک می داند...
"فرصت دادن به بازیکنان جدید برای هماهنگ شدن،فرصت
دادن به انریکه،به اندیشه ها و سبک او و..."
همه و همه حقیقتی درست است اما جملگی اختصاص به 6 پرده ی
قبلی این نمایش داشتند و اکنون دیگر محلی از اعراب ندارند...
حال دیگر وقت اثبات است،اثبات توانایی ها،اثبات کیفیت مطلوب
سبک تیم،اثبات حقیتقتی به نام رم...
سطر بالا همان پرده ی هفتم نمایش جالوروسی است...
پرده ی هفتم...هفت عدد جالب و سحر آمیزی است و شگفت آنکه
پرده ی هفتم در مقابل تیمی از شهر سیسیل رقم خواهد خورد ! جایی که ساباتینی در آنجا خاطرات
بزرگی را از خویش بجا گذاشته و خود او نیز بر خاص بودن این بازی صحه گذاشته و آنرا
مشخص کننده ی عیار تیم دانسته است...
در حقیقت بازی با پالرمو کلید خوردن پرده ی هفتم این نمایش
است و شروعی برای آن؛ ادامه آنرا باید در بازی با جنوا و میلان دنبال کرد . پرده ی هفتم این
نمایش..پالرمو،جنوا،میلان...انریکه،اثبات سبکش یا انکار آن؟امیدواری یا نامیدی،دل
بستن یا دل کندن از سبک او ؟ همگی در پرده ی آخر و هفتم رقم
خواهند خورد . نتیجه هرچه که باشد لزوما شام آخر
انریکه نخواهد بود،اما هواداران را از احساسات دو گانه و متضاد رهایی خواهد داد . پرده ی آخر به ما این اجازه را
خواهد داد تا با جرات لایک نهایی یا آن لایک نهایی را به انریکه بدهیم . مهم همین است و حال دیگر ادامه ی حضور انریکه در رم به
باشگاه وابسته است و مساله ای است جدا.
آخرین پرده ی نمایش تیم انریکه ما را متقاعد به او و سبکش
خواهد کرد یا خیر؟او را مربی ای خواهیم دانست که آینده را برای رم می سازد یا
خواهیم پنداشت آینده با او مبهم و نا معلوم است؟
پالرمو،جنوا ،میلان...آخرین نمایش انریکه را به تماشا
خواهیم نشست تا احساساتمان حکم نهایی درباره ی او را صادر کند...
نویسنده : ابوالفضل صالحی
نوشته شده توسط