
بعضی ها در زندگی طالب ثبات، آرامش،
سکوت و سنت گرایی هستند و بعضی دیگر طالب تغییر، چالش ها، پیشرفت ها و سنت شکنی ها. من تصور میکنم این داستان رم پیشین با مالکیت ایتالیایی و رم امروز با مالکیت
آمریکایی است.
رم دیروز معتقد به سنت های ایتالیایی و
رسم ورسومی خاص بود. علاقه ی چندانی به تغییر
نداشت و روند ثابتی را در پیش گرفته بود. به دومی قانع بود و آنرا موفقیتی قابل
قبول میدانست. به اسکودتوی 2001 و چند قهرمانی کوپا ایتالیا خوش بود.
چندان اهل ریسک نبود و تابع یک روند و
برنامه ثابت بود. چندان علاقه ای به ریسک کردن روی جوانان و مربیان جوان نداشت.
معتقد بود تا زمانی که توتی هست نباید مهاجم عالی دیگری در تیم باشد که بت را به
چالش بکشد. هرگز حاضر نبود بازیکنان خود را حتی در ازای پیشنهادهای عالی بفروشد تا
عرضه را به روی دیگران باز کند و از پیدا کردن جانشینی برای آنها میترسید.
رم دیروز المپیکو را خانه ابدی خود میدانست
و برنامه چندان قوی برای ورزشگاهی اختصاصی نداشت. اعتنای چندانی به طرفداران غیر ایتالیای
خود نمی کرد و حتی زحمت اضافه کردن زبان دوم به سایت رسمی باشگاه را به خود نمیداد
و هزار و یک دلیل دیگر وجود دارد که ما رم دوره ی سنسی ها را در گروه اول قرار دهیم.
اگرچه استثنائات فراوانی نیز وجود دارد و در سخن من نیز شاید کمی اغراق باشد ولی
رم دیروز بیشتر به گروه اول متعلق بود.
البته طبیعت ایتالیایی ها هم کمی اینگونه
است. شهر زیبای رم همچنان معماری و سبک گذشتگان خود را حفظ کرده و چندان علاقه ای
به معماری های نوین و برج ها و اسمان خراش ها ندارد و البته این شهر در نوع خود بی
نظیر است.
اما امروز رم در آستانه یک دگرگونی است.
ایتالیایی ها سنت گرا جای خود را به آمریکایی های سنت شکن داده اند. هنوز دی بندتو
از راه نرسیده همه برایش خط و نشان میکشند. بعضی ها به او خرده میگیرند که چرا به
فکر ورزشگاهی اختصاصی است چرا که المپیکو خانه ابدی رم است. خیلی ها از اینکه او میخواهد
لوگوی رم را تغییر دهد نگران هستند. طرفداران نگران آینده بازیکنان خود مخصوصا توتی
و دروسی هستند.
اما دی بندتو و شرکایش به فکر تغییرات
عظیم تر هم هستند . در اولین قدم رمی ها یک مربی جوان و اسپانیایی را برای نیمکت
رم انتخاب کرده اند. مربی که میتواند شور و نشاط بارسا را برای رم نیز به ارمغان بیاورد
. لوییز انریکه که کمتر کسی تصور میکرد روزی او سکان هدایت جیالاروسی را به دست بگیرد
.
تمام گزینه هایی که این روزها برای
ترانسفر شدن به رم مطرح میشوند از بین نام های جوان و با اشتیاق هستند. دیگر خبری
از نام های مانند ترزگه و کرسپو و خولیو کروز و روبرتو کارلس و رونالدوی چاق و آدریانو
و گزینه هایی از این قبیل نیست. حال نوبت به مطرح شدن نام جوانانی مانند لاملا و
آلوارز و نام های جوان و احتمالا آینده دار هست. هیچ تضمینی نیست که این جوانان
بتوانند در رم فوق العاده بدرخشند ولی امکان آن هست که مسی یا کاکایی دیگر این بار
در رم پدیدار شود.
پراده و مونتالی حال جای خود را به دو
مغز متفکر داده اند که به نظر میرسد دی بندتو بر خلاف سنسی که تصمیم گیرنده تمام
امور از ریز تا درشت بود به آنها اختیار تام داده است. والتر ساباتینی و بالدینی! یک
زوج بی نظیر برای رساندن رم به قله های افتخار!
آنچه که البته مشخص هست مالکین جدید رم
چندان اهل ولخرجی و پول خرج کردن بی حساب و کتاب و هدر دادن سرمایه های باشگاه
مانند آنچه برلوسکنی یا شیخ منصور انجام میدهند نیستند و آنها برای سود و منفعت
کردن به رم آمده اند. ولی همین انگیزه میتواند باعث پیشرفت روز افزون رم شود.
انچه که مشخص است رم امروز بیشتر شبیه گروه
دوم است، یعنی گروه سنت شکن ها! تغییرات در راه هستند. سنت شکن ها به هیچ چیز رحم
نخواهند کرد و برای پیشرفت و جهانی شدن ا اس رم هیچ فرصتی را از دست نخواهند داد.
و این همان رمی هست که من سال ها بود انتظارش را می کشیدم ...
نویسنده: عباس باغبان
نوشته شده توسط